عوامل خانوادگي موثر در اعتياد نوجوانان

خانواده مهم‌ترين و اصيل‌ترين نهاد در ساخت بنيادهاي شخصيتي کودک و مهم‌ترين عامل در پي‌ريزي و چگونگي رشد شخصيت اوست. محيط ناسالم خانواده و روش نادرست تربيت  کودک بي‌شک منشاء و سرچشمه بسياري از انحرافات، کژ رفتاري‌ها و اختلالات رفتاري خواهد شد. جدايي و طلاق والدين بيشترين صدمه را به کودک مي‌زند.

تعداد زيادي از معتادان نداشتن پدر يا مادر يا هر دو و يا وجود ناپدري و نامادري را عامل اعتياد خود ذکر مي‌کنند و مي‌گويند براي گريزي از احساس کمبود محبت و احساس بي‌پناهي و ناامني، فراموش کردن غم‌ها و رنج‌هاي خود به دامن موادمخدر پناه برده‌اند.

در خانواده‌هاي سخت‌گير و مستبد که معمولا حالات رواني و عاطفي مطلوبي ندارند و به نيازهاي طبيعي و ضروري فرزندان خود بي‌اعتنا هستند روابط آنان با فرزندان خود بسيار نامطلوب و  دور از مهر و محبت است احساس حقارت و بي‌کفايتي، ترس از انزوا و گوشه‌گيري، ناتواني در برقراري روابط عاطفي و اجتماعي، ناسازگاري، که زاييده رفتارهاي نابخردانه اين‌گونه والدين است سبب اعتياد به موادمخدر مي‌شوند.

 در خانواده‌هايي که والدين به کودک و نوجوان خود آزادي کامل مي‌دهند در نتيجه اين گونه افراد چون در زمان کودکي و نوجواني اميال و خواسته‌هايشان بي‌چون و چرا ارضا شده است و کمتر مزه تلخي‌ها و محروميت‌ها را چشيده‌اند مهارت لازم را براي مواجهه با مسائل و مشکلات زندگي ندارند و بهترين راه را براي گريز از مشکلات پناه بردن به موادمخدر مي‌دانند.

نظارت و سرپرستي والدين بر کودکان و نوجوانان يکي از عوامل مهمي است که مي‌تواند از اعتياد پيشگيري کند.

چنين نظارت و سرپرستي نه تنها به بهبود روابط عاطفي افراد خانواده کمک مي‌کند بلکه به ايجاد نظم و انضباط مي‌انجامد در چنين فضاي خانوادگي وظايف و نقش‌هاي هر يک از افراد خانواده مشخص است.

در نتيجه محيطي با ثبات و ايمني براي رشد افراد فراهم مي‌شود و در صورتي که افراد خانواده دچار بحران شوند، مشکلات آنها سريعا مشخص و به آن رسيدگي مي‌شود. در چنين شرايطي احتمال انجام دادن رفتارهاي خاصي وجود ندارد وظايف افراد خانواده روشن نيست و سرپرستي و نظارت بر فعاليت‌ها وجود ندارد،احتمال افزايش رفتارهاي ناسالم افزايش مي‌يابد و مشکلات و بحران‌هاي افراد خانواده مشخص نمي‌شود و در صورت مشخص شدن هم به آنها رسيدگي صحيح نمي‌شود.

لازمه فضاي سالم حضور فعال والدين است و مسلم است والدين که به دليل فعاليت‌هاي اجتماعي به شغل و يا بيماري و مسائلي از اين قبيل کمتر در محفل خانوادگي حضور دارند کمتر مي‌توانند بر فرزندان خود سرپرستي داشته باشند.

 چنين شرايطي زمينه را براي غفلت والدين از فرزندان بيشتر مي‌کند و به اين ترتيب احتمال اعتياد در اين خانواده‌ها بيشتر مي‌شود.

 نکته  مهم آن است که لزوما اين غفلت يا بي‌سرپرستي محدود به خانواده‌هاي فقير کم‌سواد يا محروم جامعه نيست بلکه فرزند يک تاجر يا يک مهندس و پزشک نيز به علت مشغله‌هاي شغلي و اجتماعي والدين ممکن است مورد غفلت و بي‌توجهي عاطفي قرار گيرد.

 خانواده آشفته و ارتباطات خانواده ناسالم يکي ديگر از عوامل زمينه‌ساز اعتياد است. فضاي خانواده پرتنش مشاجرت و اختلافات ميان والدين، محيط خانواده را ناامن مي‌سازد.

همچنين آشفتگي‌هايي از از اين دست باعث مي‌شود والدين نتوانند نظارت و سرپرستي کافي بر فرزندان داشته باشند. 

چنين والديني به علت گرفتاري‌ها و مشکلات خود معمولا ارتباط سالم و مناسبي نيز با فرزندان ندارند و نمي‌توانند نيازهاي رواني فرزندان را تأمين کنند؛ در حالي که ارتباط سالم ميان اعضاي خانواده موجب احساس امنيت و ايمني مي‌شود و نبود چنين ارتباطات سالمي منجر به عدم احساس امنيت شده که زمينه را براي اعتياد آماده مي‌سازد.

منبع: مهرنو 120-121

 

نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بهزیستی کشور