چگونگي كار با كودكان اوتيستيك در منزل ...
همانگونه كه ميدانيم "اوتيسم" اختلالي پيچيده است و درمانگري كه با كودكان اوتيستيك كار ميكند، بايد از علاقه، مهارت و تجربهاي كه لازمه كار با اين گروه از كودكان است ، برخوردار باشد، در آن صورت ميتواند كار با اين كودكان دشوار را به فرآيند پرجاذبه و لذت بخش تبديل كند. الف) ارزيابي دقيق: ارزيابي همهجانبه و دقيق از مشكلات كودك و شناخت واكنشهاي گوناگون و متغير كودك در مواجه شدن با محيطهاي مختلف، محركهاي گوناگون، افراد غريبه و نظير اينها داشته باشد. ب) مشخص كردن اهداف درمان: هر چند ابعاد مختلف رفتاري، هيجاني، عاطفي، حسي و ادراكي كودك تحت تأثير روشهاي مختلف قرار ميگيرد، يك كار درمانگر آزموده، علاوه بر جهتگيريهاي كلي درمان بايد جهتگيريهاي خاص درمان را نيز تعيين كند. ج) شناخت علايق كودك: شناخت علايق كودك به درمانگر كمك خواهد كرد تا به ويژه در جلسات اول تنش كمتري با كودك داشته باشد و با شروع فعاليت درمان، كودك را از فعاليتهاي بيهدف و رفتارهاي ثابت و يكنواخت به سوي فعاليتهاي با اراده، هدفمند و آموزنده سوق دهد. د) ارتباط: برقراري يك رابطه مطلوب با كودك بسيار مهم است و اين ارتباط به صورت ناگهاني ايجاد نميشود و مستلزم گذشت زمان و چندين جلسه كار با كودك است. از آنجا كه اين كودكان اساساً به طور غيركلامي ارتباط برقرار ميكنند، به ويژه شروع رابطه آنها با ديگران از وجه غيركلامي برخوردار است و درمانگر با تجربه در اين مورد بايد دقت و نظر عميق و كافي داشته باشد و اين نوع فرصتها را در جلسات اول درمان در نظر گرفته و با همان روش غيركلامي ارتباط برقرار كند. ه)مشكلاتي در برقراري ارتباط : اين تصور كه كودكان اوتيستيك مشكلاتي در برقراري ارتباط با ديگران دارند، نبايد باعث شود كه درمانگر فكر كند ضرورتي براي برقراري ارتباط با كودك نيست. و)علاقه و وابستگي: بسياري از اين كودكان به دلايل گوناگون علاقه و وابستگي به اشياء خاص نشان ميدهند. درمانگر نبايد در گرفتن اين اشياء و جدا كردن آن از كودك يا جايگزيني ابزار ديگري، كودك را با اضطراب و وحشت مواجه كند. ل)برقراري ارتباط صحيح و مناسب ميان كودك و والدين در سرعتبخشيدن و تسهيل فرآيند درمان نقش به سزايي دارد. درمانگر همواره بايد با اجراي راهكارهاي درماني، والدين را به مشكلات كودك به ويژه نارساييهاي حسي كه در بسياري از مواقع دليل ناشناختهاي براي بسياري از قشقرقها و رفتارهاي نابهنجار كودك است، آشنا سازد. ك)بهترين زمان براي اجراي راهكارهاي درماني، زماني است كه كودك از طريق تماس فيزيكي و يا ارتباط كلامي (صدا درآوردن با گلو، گفتن يك كلمه، گرفتن لباس يا دست درمانگر) درمانگر را مخاطب قرار ميدهد. ز) كار با كودك در جلسات اول بهتر است انفرادي بوده و همه اسباببازيهاي اتاق براي كودك قابل ديدن باشد. درمانگر بايد توجه كند كه كدام اسباببازيها توجه كودك را جلب ميكند. به هيچ وجه نبايد كودك را وادار به برقراري رابطه كرد. درمانگر ميتواند زمينه را براي اين امر آماده سازد. بهتر است كودك را با اسم كوچك مورد خطاب قرار داد. درمانگر بايد تلاش كند تا به تدريج كودك را از درمانهاي فردي به مشاركت در گروه برساند. ح)براي بيان پرخاشگري بايد اسباببازيها و يا بازيهايي براي كودك مهيا شود كه كودك از طريق آنها خشم خود را نشان دهد. مواردي از قبيل پاره كردن كاغذ، زدن با چكشهاي پلاستيكي، پرت كردن برخي وسايل كه خطري براي كودك ندارد، ميتواند مفيد باشد. ت)انجام كارهايي كه از طرف بزرگسالان : با توجه به اين كه اين كودكان در انجام كارهايي كه از طرف بزرگسالان خواسته ميشود مقاومت ميكنند، والدين و مربي نبايد به طورمستقيم اصرار و پافشاري زيادي براي انجام كار خاص داشته باشند. ي)درمانگر بايد بعد از اتمام هر جلسه، تكاليفي را براي كار در منزل (به وسيله والدين) ارائه كند. درمانگر بايد آشنايي كامل به اصول و برنامههاي تغيير و اصلاح رفتار داشته باشد تا با اجراي هر راهكار درماني از آنها استفاده كند، زيرا ماهيت برنامههاي تغيير رفتار به گونهاي است كه قابل پياده شدن در همه جلسات درماني با هر راهكاري است. منبع :مهرنو نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بهزیستی کشور
قبل از شروع يك برنامه درماني، درمانگر با تجربه بايد به موارد زير عمل كند: