کانون کلينيک ‌هاي مددکاري چيست و چه عملكردي دارد؟

کانون کلينيک ‌هاي مددکاري کشور براي انسجام، هماهنگي، وحدت رويه و حمايت از کلينيک ‌هاي مددکاري تشکيل شد. اين فکر از سال 84 به عنوان يک تشکلي که بتواند اين امور را عهده‌ دار شود مطرح شد و  با همکاري جمعي از مديران کلينيک ‌هاي مددکاري اجتماعي، کار خود را تحت عنوان هيات موسس آغاز کرد.

بعد از گذشت يک سال و جلسات متعدد که هيات موسس 9 نفره برگزار کرد، به جمع بندي نسبي رسيد و مقرر شد اساسنامه و چارچوبي براي کانون طراحي شود.

رئيس هيات مديره کانون کلينيک‌‌هاي مددکار کشور با تاکيد بر فعاليت کانون زير نظر مراجع قانوني، مي ‌گويد: با توجه به اينکه سازمان بهزيستي در آن سال ها از نظر اعطاي مجوز به تشکل ‌هاي غير دولتي هنوز فعال نشده بود، مجوز کانون کلينيک هاي مددکاري در سال 86  از طريق وزارت کشور کسب شد.

بنابراين بعد از دريافت مجوز قانوني، اولين مجمع عمومي کانون در همان سال در تهران برگزار شد و مديران 76 کلينيک از سراسر کشور در مجمع عمومي شرکت کردند.

سيدکمال‌الدين موسوي تشکيل مجمع عمومي در سال 86 را اولين گردهمايي اعضا در يک مکان مشخص عنوان مي‌کند و مي گويد: بعد از آن اساسنامه اي با هماهنگي وزارت کشور تعيين شد که پيش بيني مي‌کرد پنج نفر عضو هيات مديره کانون بوده و همه مديران و موسسان اصلي کلينيک‌ هاي سراسر کشور نيز عضو مجمع عمومي باشند که در حال حاضر تعداد اعضاي مجمع به بيش از 300 نفر رسيده‌ است.

نحوه عضويت در کانون
موسوي ادامه کار را اينطور توضيح مي ‌دهد: بعد از تشکيل مجمع عمومي، هيات مديره تعريف شدو مقرر شد کانون با پنج عضو و يک بازرس موظف است بر اساس اساسنامه همه فعاليت هاي اداري پشتيباني و تخصصي کلينيک ها را دنبال کند.

وي نحوه عضويت اعضا در کانون را بسيار آسان بيان مي کند و اظهار مي‌کند: در اساسنامه کانون عضويت کلينيک ‌ها آزادگذاشته شد.

اين به اين معني است که هر کلينيک مددکاري از سراسر کشور مي تواند عضو کانون باشد. اما عضويت درکانون مستلزم پذيرفتن شرايطي است. که عبارتند از پذيرفتن اساسنامه و انجام تعهدات ذکر شده در قوانين حرفه مددکاري است.

علاوه بر اين هر يک از کلينيک ‌هاي عضو کانون در گام اول براي عضويت مبلغ 200هزراريال به عنوان ورودي و ساليانه 600هزار ريال به عنوان حق عضويت پرداخت کنند.

دريافت اين هزينه ‌ها نيز تنها به دليل وجود پشتوانه مالي براي کانون و کاهش بار مالي براي دولت است، اما ظاهرا بعضي از اعضاي کانون همين ميزان کم حق عضويت را  هم نپرداخته‌اند.

به گفته وي هر چند کانون در زمينه دريافت حق عضويت‌ها توفيق چنداني نداشته است و تنها 25درصد اعضا حق عضويت خود را پرداخت کرده اند اما هيات مديره کانون تمرکزشان را معطوف اين موضوع نکرده، پرونده ‌ها را تشکيل داده و به فعاليت هاي تخصصي مي پردازد. 

عضويت در کانون شرط ديگري هم دارد.  از آنجا که بعد از دريافت مجوز اوليه توسط وزارت کشور مجددا مجوز کانون از طريق سازمان بهزيستي کشور اعطا شد، بنابراين کلينيک ‌هاي عضو بايد پروانه فعاليت به روز از بهزيستي داشته و به طور مستمر در حال فعاليت باشند.

اهداف تشکيل کانون در اساسنامه
رئيس هيأت مديره کانون در مورد اهداف تشکيل کانون مي‌گويد:کانون به دليل اهميتي که براي پيگيري کارها قائل بود اساسنامه را با اهداف کانون شروع کرد. اين اهداف عبارتند از: حفظ و حمايت از حقوق کلينيک هاي مددکاري و ايجاد هماهنگي و انسجام ميان اعضاي آن، ارتقاء کيفي فعاليتها و افزايش آگاهي و دانش فني کلينيک‌ ها  از نظر علمي و تخصصي، انجام فعاليت‌هاي پژوهشي و مطالعاتي در زمينه فعاليت هاي اجتماعي و همکاري با سازمان بهزيستي به عنوان بازوي تخصصي در راستاي اجراي اصل 44 و به منظور کاهش تصدي‌گري دولت.

علاوه بر اين برگزاري کلاس‌ها و دوره ‌هاي آموزشي براي ارتقا مديران با آخرين تکنيک هاي مددکاري، ارائه طرح ها و برنامه هاي تخصصي به مديران ومسئولان دستگاه‌هاي ذيربط و برگزاري همايش ها و فعاليت هاي اجتماعي در زمينه همکاري با ساير سازمان‌هاي بخش رفاه اجتماعي از ديگر اهداف کانون کلينيکهاي مددکاري است که در اساسنامه آن درج شده است.

اولين سياست؛ تمرکز زدايي
سيد کمال‌ الدين موسوي گام هاي کانون را همسو با گام هاي کشور و قانون اساسي مي داند. او از روزهاي ابتدايي تشکيل کانون ياد مي‌کند و مي‌گويد: در ابتداي راه‌ اندازي کانون زماني که تعداد کلينيک هاي کشور کمتر از 100عدد بود تصور اين بود که بايد به صورت متمرکز عمل کرد اما کم‌کم با رشد روزافزون تعداد کلينيک‌هاي مددکاري و دستور رياست سازمان مبني بر واگذاري پرونده ‌ها و فعاليت ‌هاي سازمان به مراکز غير دولتي، موافقت جدي با صدور مجوزها صورت گرفت و در حال حاضر از نظر کمي در حد متعادلي هستيم هرچند بعضي شهرستان ها هنوز داراي کلينيک نشده ‌اند.

 اما اين نتيجه حاصل شد که براي عملکرد بهتر کانون و تمرکز زدايي، دفاتر استاني کانون در استان ‌هاي مختلف تشکيل شود.

به همين منظور آئين‌نامه اي نوشته شد و به تصويب مجمع عمومي رسيد مبني بر اينکه هر استان با داشتن 7 کلينيک مددکاري مي تواند دفتر استاني تاسيس کند.

رئيس هيات مديره کانون کلينيک ‌هاي مددکاري تشکيل دفاتر استاني را موفقيت‌آميز مي ‌داند و اعلام مي‌کند: دفاتر استاني نيز مانند هيات مديره اصلي کانون متشکل از 3 نفر عضو هيات مديره، عضو علي ‌البدل و بازرس هستند و اين اعضا همگي از بين مديران کلينيک هاي مددکاري همان استان انتخاب شده و هيات مديره مرکز وظيفه پشتيباني از دفاتر استاني را به عهده دارد. 

در حال حاضر کار تشکيل کانون در 4 استان گلستان، گيلان، خراسان‌رضوي و آذربايجان‌غربي به پايان رسيده و اين استان ‌ها داراي دفتر کانون هستند و در 5 استان ديگر هم در حال اتمام است. کانون در صدد اين است که تا پايان سال جاري هر استاني که داراي 7 کلينيک مددکاري است داراي دفتر کانون شود.

تخصص؛ سرخط فعاليت ‌ها
کانون کلينيک هاي مددکاري کشور براي پيشبرد اهداف خود در راستاي اصول و اهداف فني و تخصصي اقدام به تشکيل کميته ‌هاي تخصصي کرده است.

در اين ارتباط فعاليت هاي کانون زير نظر هيات مديره در هشت کميته تخصصي انجام مي­‌شود. اين کميته ‌ها شامل کميته تشکيلات و اداري، کميته آموزشي و پژوهشي، کميته آسيب‌هاي اجتماعي، کميته وحدت رويه فعاليت ها، کميته چگونگي ارائه خدمات تخصصي مددکاري، کميته هماهنگي بين استان ها، کميته قراردادها و امورحقوقي و کميته پشتيباني هستند.

اعضاي کميته­‌ها هم همان اعضاي مجمع عمومي هستند که به صورت داوطلبانه و با توجه به توانايي هاي شان به عضويت کميته درآمده‌ اند.

موسوي در خصوص نحوه عملکرد اين کميته‌ ها مي گويد:روال تشکيل کميته‌ها در کانون اين بوده که براي فعاليت کميته‌هاي تخصصي از کلينيک هاي استان تهران دعوت به عمل آورد.

اما هم‌اکنون در حال بررسي توانايي هاي کلينيک‌ هاي تخصصي شناخته شده هستيم.

تا از اين پس از نيروهاي استاني نيز استفاده کنيم. علاوه بر اين در حال مطالعه کميته ‌ها هستيم، چون ممکن است محتواي بعضي از آنها با توجه به تغييرات آسيب هاي اجتماعي تغيير کند. علاوه بر اين ممکن است بعضي از کميته­‌ها با توجه به شيوع بيش‌تر يک آسيب در استاني خاص به آن استان واگذار شود.

تعامل با سازمان بهزيستي
اولين اقدامي که کانون براي کلينيک هاي مددکاري انجام داده است تعامل لازم بين مديران کلينيک‌ ها و مسئولان سازمان بهزيستي است. به گفته موسوي براساس موافقتي که با مسئولان بهزيستي صورت گرفته مقرر شده است اعضاي هيات مديره کانون به صورت ماهانه جلساتي را با مديرکل دفتر امور زنان و خانواده بهزيستي برگزار و مشکلات کلينيک ها را مطرح کند.

وي رسم سپاسگزاري را هم به جا مي‌ آورد و مي‌گويد:از همين جا واجب مي دانم از همکاري‌هاي جناب آقاي دکتر براتي تشکر کنم که به طور جدي ياريگر کانون هستند.

همچنين در اين جلسه‌ها مشکلات کلينيک‌ ها از طريق مديرکل به مديران کل استاني منتقل و بخشي از مشکلات  برطرف شد.

وي از ديدار اعضاي هيات مديره کانون با رئيس سازمان بهزيستي نيز به عنوان يکي از تاثيرگذارترين تعاملات سازمان وکانون نام مي­‌برد و مي‌گويد:در يک جلسه اعضاي هيات مديره کانون با رئيس سازمان ديدار و مشکلات مسائل پيش روي  را مطرح کردند.

همچنين توانايي هاي کلينيک ها عنوان شد که در اين جلسه رئيس سازمان تاکيد کرد که همه پرونده هاي پشت نوبتي سازمان به کلينيک ها واگذار شود.

در راستاي همان جلسه اعتباري بالغ بر 12.5 ميليارد ريال به منظور واگذاري پرونده‌ هاي پشت نوبت در نظر گرفته شد و دفتر امور زنان و خانواده و مديران کل استاني موظف شدند پرونده‌ ها را در اختيار کلينيک ها قرار دهند.

منبع درآمد کلينيک ها
با توجه به اينکه کلينيک هاي مددکاري تمام فعاليت هاي رفاه اجتماعي از قبيل کمک به گروه‌هاي هميار، طلاق، اعتياد و کليه آسيب ‌هاي اجتماعي را پوشش مي‌دهند اما چشمداشت مالي چنداني ندارند و با توجه به ديدگاه مدديارانه خود فعاليت مي کنند.

موسوي با اشاره به اين مورد درآمدزايي را راه بقاي کلينيک ‌ها عنوان مي کند و مي ‌گويد: براي سرپا نگهداشتن کلينيک نياز به فعاليت و کسب درآمد است.

به همين دليل کلينيک‌ ها علاوه بر پرونده هاي سازمان بهزيستي از بقيه نهادهايي که مسئوليت رفاه اجتماعي را به عهده دارند همچون کميته امداد امام، شهرداري، نيروي انتظامي و. .. نيز پرونده مددکاري دريافت مي ‌کنند.

علاوه بر اين کليه سازمان‌هايي که بيش از 100 نفر پرسنل دارند موظف هستند در اداره رفاه براي همکاران، واحد مددکاري اجتماعي راه ‌اندازي کنند که در بسياري از موارد اين وظيفه به عهده کلينيک‌هاي ما گذاشته مي ‌شود و همين راه منبع درآمد مناسبي است.

البته بيان اين نکته قابل تامل است که کانون تلاش مي کند با کمک روابط عمومي سازمان بهزيستي و از طريق رسانه ‌ها هر چه بيشتر کلينيک ها به مردم شناسانده شده تا علاوه بر ارتقاي اجتماعي جامعه وضعيت کلينيک ‌ها از نظر مالي نيز ارتقا يابد.

توصيه به مديران کلينيک ها
رئيس هيات مديره کانون به عنوان يک مقام مسئول نکات را هم به عنوان پيشنهاد به اعضاي کانون يادآور مي‌شود:البته با توجه به اينکه کلينيک‌ هاي مددکاري پيشاني فعاليت‌هاي اجتماعي هستند از مديران کلينيک ‌ها درخواست مي­‌کنم دقت داشته باشند. زيرا عملکرد آنها بر ديدگاه مردم نسبت به رشته مددکاري اجتماعي تاثيرگذار است.

فعاليت کلينيک ‌هاي مددکاري بر موضوع عدالت اجتماعي در کشور تاثيرگذار خواهد بود و مي‌توان به جرات گفت عملکرد کلينيک ­ها مي­‌تواند بر بقاي نظام جمهوري اسلامي ايران تاثيرگذار باشد.

مشکلات کلينيک‌ ها
رئيس هيات مديره کانون کلينيک هاي مددکاري عمده‌ ترين مشکل کلينيک ‌ها را عدم باور کارشناسان بهزيستي از آنها مي داند و مي گويد: به طور کلي خصوصي‌سازي و کاهش تصدي گري دولت در امور در استان ها بسيار کم ديده مي ‌شود.

کانون بارها پيشنهاد داده تا انواع آموزش هاي تخصصي در موارد گوناگون را براي کارشناسان استان هاي مختلف برگزار کند.

اما متأسفانه با استقبال خوبي روبه‌رو نشده است من پيشنهاد مي‌دهم مسئولان استاني به فکر کاهش مسئوليت اجرايي و افزايش کار نظارتي و حمايتي باشند و اين اقدامات را به موسسات غيردولت واگذار کنند و ناظر باشند.

موسوي در مورد نواقص فعاليت‌هاي کانون نيز مي‌گويد: فقدان يک سري از آئين نامه ‌ها و دستورالعمل‌ ها در بدنه کانون مي ‌تواند براي کانون مشکل ساز باشد.

براي همين هيات مديره در حال آماده کردن اين آئين نامه ‌ها و دستورالعمل­‌ها است تا بعد از موافقت در مجمع عمومي به صورت اجرايي درآيد.

محورهاي عمده فعاليت‌ هاي کانون در سال 88
کانون کلينيک‌ هاي مددکاري کشور برنامه ‌هايي نيز براي ادامه فعاليت خود در دستور کار دارد.

اين برنامه‌ها عبارتند از اجراي برنامه ‌هاي توسعه ‌اي کمي فعاليت ‌هاي کانون ( از نظر امکانات، نيروي انساني، دوره  هاي آموزشي و...)، توسعه کيفي تشکيلات کانون (معرفي کلينيک  ها در رسانه ها، چاپ و انتشار بروشور، راه اندازي سايت کانون و...)،  ارتقاء وضعيت اقتصادي کانون و ارتقاء کيفيت تشکيلاتي کانون.

انسجام تشکل ‌هاي غير دولتي نيز يکي ديگر از برنامه‌هايي است که اين فرد مسئول تنها از جايگاه مددکاري خود عنوان مي کند: به نظر من بايد اتحاديه تشکل ‌هاي زير مجموعه سازمان بهزيستي تشکيل شود.

چون تشکل‌هاي غيردولتي بايد با نظارت دولت انجام شود و اين نظارت نبايد منجر به دخالت شود اما اگر تمام تشکل ‌هاي غيردولتي  تحت عنوان اتحاديه تشکيل شود حرکت آنها منسجم‌ تر خواهد بود.

وي در پايان به اين سوال که آيا کانون بر وضعيت کار و ارائه خدمت در کلينيک‌ ها نيز نظارت دارد مي‌گويد:کانون نهادي است که به خواست کلينيک ‌ها تشکيل شده و به نوعي وام دار زير گروه خود است و وظيفه آن انجام مطالبات کلينيک‌ ها است اما سازمان بهزيستي با توجه به اينکه نهاد نظارتي بالا دست ما است دقيق‌ تر و اصولي‌ تر مي‌ تواند وظيفه نظارت و ارزيابي را انجام دهد.

نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بهزیستی کشور