الهام: رفتار اردوگاه مقابل از کيد معاويه به دين‌ستيزي يزيدي تغيير يافته است
دکتر غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان در سرمقاله امروز روزنامه ايران نوشت: رفتار اردوگاه مقابل از کيد معاويه به خشونت و دين‌ستيزي آشکار يزيدي تغيير يافته است.
به گزارش ايرنا به نقل از روزنامه ايران، متن کامل يادداشت دکتر غلامحسين الهام به شرح ذيل است:
الا و اني اُقاتل رجلين: رجلاً ادعي ماليس‌له و آخر منع‌الذي عليه
«بدانيد که من با دو کس مي‌ستيزم، آن کس که چيزي را خواهد که حق آن را ندارد و آن که حقي را که برگردن اوست نگذارد.»
اميرالمؤمنين / نهج‌البلاغه خطبه 173

حادثه هتک حرمت عاشورا که در تاريخ کشور ما بي‌سابقه بود، نقطه رسوايي جريان براندازي است که خيلي سريع از شعار تکبير و «کاريکاتور» انقلاب اسلامي به ماهيت واقعي خود و عناد با اسلام و نظام اسلامي ختم شد.
در روز عاشورا فرمانده اردوگاه يزيد با شعار «يا خيل‌الله ارکبي و بالجنة البشري» حمله عليه «اصل اسلام» و قرآن ناطق را آغاز کرد و با تهليل و تکبير به بزرگترين جنايت تاريخ پايان داد. در حالي که به قول آن شاعر: آنها «حقيقت الله‌اکبر و لااله‌الا‌الله را سر بريده بودند و شعار تکبير و تهليل سر دادند.»
اما فتنه اموي امروز، چنان دچار جنون قدرت شد که آشکارا عليه «حسين» عليه‌السلام شعار داد و خيمه‌گاه حسيني را به آتش کشيد و از عزاداران قافله کربلا، انتقام گرفت. حادثه عاشورا، پرده تزوير را کنار زد و ماهيت فتنه سبز را برملا ساخت. نشان داد آنان شمشيرخود را عليه اسلام و مظهر آن «امام مظلوم» سيدالشهدا برکشيده‌اند. آن قدر رسوا بود که نيازي به تحليل نبود، يکسره هلهله کردند، کف زدند و به ساحت قتيل کربلا، جسارت نمودند. اين جنايت سياه را نه مسلمان بر‌مي‌تابد و نه ايراني. سردمداران فتنه که آشکارا پرچم سبز دين‌ستيزي را برافراشته‌اند آيا در تاريخ نخوانده‌اند که اولين گروهي که در همان سال 61 هجري عليه خون آشامان اموي قيام کرد و حاکم آنان را (برادر عبيداله زياد) از سيستان بيرون کرد، ايرانيان بودند؟ نام ايراني به عنوان اولين مُنتقمين کربلا، ثبت شده است.
از آغاز ورود اسلام به ايران، نام ايرانيان با عشق به ولايت و محبت اهل بيت عجين شد. آنان حقيقت را از سرچشمه زلال آن دريافتند. در نيشابور، با عشق سرشار از شناخت امام هشتم به استقبال حضرتش شتافتند و کلام نوراني آن حضرت را با تار و پود خود نگاشتند. و آن دو کلام، کلمه «توحيد» و کلمه «ولايت» بود. «کلمة لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي، بشرطها و انا من شروطها» کلمه توحيد دژ استوار خداوند است و هر کس در آن درآيد از عذاب ايمن است. اما مشروط است و من (ولي‌الله) از شرايط آن هستم. موج سکولاريسم که با «اصلاح‌طلبي» شتاب گرفت، چندين بار، ارزش‌هاي ديني، و مقدسات آن بويژه واقعه خونين کربلا، را به سخره گرفت، و هر بار که خشم ملت را برانگيختند با توجيه و تزوير پرده ديگري از نفاق به چهره خود زدند.
اما اين بار با اين شدت و در چنين روزي، هيچ مجالي براي توجيه و گريز براي خود باقي نگذاشتند. طوفان خشم ديني ملت بزرگ ايران،‌بر اندام سردمداران و اربابان آن لرزه افکند و ملت ايران را در پيشگاه رسول و پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله سرافراز کرد. باشد که ننگ و رسوايي اين اندک بقاياي تفکر اموي از دامن پاک اين ملت زدوده شود. متأسفانه قلب تيره يکي از اين سردمداران فتنه – ميرحسين موسوي – به جاي برائت از اين آشوبگران، خيمه‌سوز سيدالشهداء، از ملت عاشق کربلا، برائت مي‌جويد و وقيحانه شعارها و حرکات ضد ديني و ضد انساني اين مهاجمان بي‌هويت را معلول خشونتي مي‌داند که آن را به نظام اسلامي نسبت مي‌دهد! در حالي که اين حاميان او بودند که هم حرمت‌ها را به نحو شرم‌آور و بي‌سابقه‌اي شکستند و هم خشونت آفريدند و خون ريختند. اينک با حمايت اين هتاکان حرمت‌شکن هم مردم، بسيج و نيروي انتظامي را متهم مي‌کند و هم به ستايش از اين اقدام سبّ‌کنندگان به ساحت امام مظلوم مي‌پردازد! و گويي همچون فرمانده اردوگاه عمر سعد به خود و پيروانش در ازاي ريختن خون اباعبدالله وعده بهشت مي‌دهد! «بکشيد ما را ....» «بنده ابايي ندارم که يکي از شهدايي!! باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات بحق ديني و ملي خود تقديم کردند و خون من رنگين‌تر از آن شهدا نيست. توهيني بالاتر از اين به ملت ايران نمي‌توان سراغ داشت که گروهي سر سپرده صهيونيسم و خودفروخته اموي را که حتي بعد از تظاهرات عظيم ملت، حسينيه دانشگاه شريف را به آتش مي‌کشند را «مردم» ايران ناميد! تأسف‌بارتر اين است که اينک با صدور بيانيه (17) در ازاي قتل امام حسين(ع) حاکميت «ري» را مطالبه مي‌کند و مزد خود را مي‌طلبد!
«قبول کنيد در کشور بحران است!»، «اغتشاشگران و فتنه‌گر را آزاد کنيد»، «با دولت بي‌کفايت! برخورد کنيد»، «کشور را عرصه حرمت‌شکني، دروغ‌پردازي و «ارجاف» رسانه‌هاي شيطاني و بيگانه کنيد. به فتنه‌گران مجال آشوب و آتش‌سوزي بدهيد.» بايد هشيار بود. بيانيه موسوي جز اين امور چيزي ندارد. اما عده‌اي با اتکاي آن از نظام باج‌خواهي مي‌کنند و بر آنند تا جام زهر ديگري به رهبري بنوشانند.
ملت ايران به خوبي شاهد بوده است که ماجرايي که به بهانه انتخابات و با دروغ آغاز شد اينک آشکارا سر بر بالين امريکا، انگليس و رژيم اشغالگر گذاشته و با اعتقادات پاک و زلال اسلامي و با اصل دين به نزاع پرداخته است و تغيير نظام اسلامي را مطالبه مي‌کند و شعار مرگ بر «اصل ولايت» سر مي‌دهد. حقوق ملت را زيرپا گذاشته، آزادي آنان را سلب، زندگي آنان را تخريب و به آتش مي‌کشد. امنيت آنان را سلب مي‌کند، حق سياسي و انتخابات آنان را زيرپا گذارده است. اکنون با تهديد نظام، بر آن است که از اصل نظام اسلامي باجگيري کند. يا ما کل نظام را به چالش مي‌کشانيم يا دولت را به ما بدهيد!
نامه حاميان موسوي که يا با هماهنگي و تباني انجام شده است يا از سر جهل و ناداني مطلق است، بسترساز تاکتيک جديد فتنه است. اين حرکت جديد، درعين حال اعتراف تلويحي است که در تمام اين اغتشاشات ساختارشکن فرماندهي داشته‌اند. اکنون پيشنهاد آتش‌بس دارند و راه دست برداشتن از بغي و محاربه را اسقاط دولت منتخب مردم مي‌دانند. روشن است که نظام براي همه اولويت نخست را دارد و دولت برآمده از اين نظام اعتبار و مشروعيت دارد. نهاد‌هاي مسئول هميشه موظف بوده‌اند که بر کارکرد‌هاي دولت نظارت داشته باشند و دولت برآمده از رأي ملت در چارچوب قانون مسئوليت دارد و البته همه دولت‌ها ضعف و قوت داشته و دارند. اما هرگز مسئوليت قوه مجريه را در ازاي ساختارشکني به کسي هديه نمي‌دهند! و سران فتنه اين خواب آشفته را از سر برون کنند که يا نظام را تهديد مي‌کنند يا بايد دولت را به آنان باج داد!
رهبر معظم انقلاب اسلامي در سال‌ها قبل در ميان موج تهديدات سکولار‌هاي حاکم بر برخي دستگاه‌‌هاي حاکميتي، تصريح فرمودند، اگر شرايط را سخت کنند، آن روز «عاشورا» خواهد بود و شرايط، اقتضاي «صلح» امام حسن مجتبي (ع) را نخواهد داشت. اکنون ملت ايران همه در صحنه با صبر و بصيرت حضور دارند، فرماندهان لشکر علي، هرگز به مقتداي خود خيانت روا نمي‌دارند. رفتار اردوگاه مقابل هم از کيد معاويه به خشونت و دين‌ستيزي آشکار يزيدي تغيير يافته است. نه «صلح» قابل تحليل است و نه ضرورتي بر حماسه عاشورايي. نظام سرفرازتر از اين است و مردم، وفادار و عظيم. پيمان‌شکنان قابل ذکر نيستند؛ لذا «علي» تنها نيست و روزگار تسليم و سازش نيست. خواص هرکار بخواهند بکنند، رهبري را ملت کافي است. و ملت با رهبر خود بر سر عهد و پيمان تا آخر ايستاده است.
سيام/ 1965

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 877991
نقل از ايرنا