|
اين همه نفرت از احمدينژاد |
|
|
|
پنجشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۸۸
وحید یامین پور
مخاطب اين يادداشت نه جريان رقيب سياسي و نه بدخواهان نظام اند؛ اين يادداشت براي دوستاني است كه به اصطلاح همراهي درون گفتماني دارند و هنوز شيريني پيروزي در انتخابات در كام ننشسته، چهره از طعم تلخ برخي حقايق در هم كشيدند.
1- دوم خرداد و ماجراهاي ظاهراً تلخ پس از آن، بركت عظيمي براي جريان اصيل انقلاب بود. شايد اگر دوم خرداد نبود، كرم هاي خزندهي زير پوست انقلاب، بتدريج اصل و ريشه را مي جويدند و سبزي حيات را به زردي مرض و مرگ مي نشاندند. سال هاي مياني دههي هفتاد براي ناظرين هوشمند، سال هاي ببار نشستن ميوههاي كرم خورده و شتك زده بود. دغدغه مندان انقلاب پس از يك خواب زدگي و چرت ناشي از خيال راحتشان به خود آمدند و نهضت هاي اثرگذاري را در مقابل نفوذ جريان سكولار برپا كردند. در آن سال ها تعداد اساتيد حزب اللهي دانشگاه، جريان هاي فعال دانشجويان انقلابي، نويسندگان پايبند به انقلاب، جوانان هوشيار و جريان شناس، رسانهها و نشريات حقيقتا متعهد، روحانيت پاسخگو و نهادهاي علمي و فرهنگي آنچنان كم و نادر بود كه تمام فضاي فرهنگي و سياسي و رسانه اي كشور در عرض چند ماه جولانگاه قلم هاي هار سكولارها و شبهات و سوالات بي پاسخ اصلاح طلبان شد. اما همين هجمه بتدريج جبهه اي مقاوم و كارآزموده را در صف جريان اصيل انقلاب بوجود آورد كه عليرغم سرازير شدن دلارهاي كنگرهي امريكا به كيسههاي برخي رسانهها و جنبش هاي اجتماعي، گفتمان عدالتخواه و خط اصيل امام و ولايت بارديگر زمام امور را در سه تير 84 بدست گرفت.
2- چهار سال با همراهي مثال زدني مردم، دولت عدالتخواه و خدمتگذار حكمراني كرد. چند ماه مانده به انتخابات دهم رياست جمهوري متأسفانهيك خوشبيني عميق و آرامش خيال كاذب دوستان به اصطلاح احمدي نژاديمان را فراگرفته بود. ماجراهاي قبل و بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري هشدار جدي و پيش بيني نشده اي بود به همين خوش خيالي. هرچند رأي بيست و چهار و نيم ميليوني يك نقطهي اتكاي قابل قبول به حساب مي آيد ليكن زير پوست اين اتفاق زنگ خطرهاي بسياري نهفته است. اكنون با يك بدنهي اجتماعي معترض مواجهيم كه افسانهي تقلب در انتخابات را باور كرده است. اينان هرچند هم محدود به بخشي از محلات مرفه نشين يا حاشيه اي تهران و ساكنين كلان شهرها به حساب بيايند ولي واقع بينانه واجد نفرت عميقي از احمدي نژاد و اطرافيان او هستند. اينكه اينان را صرفاً طبقهي بالاي شهري و مرفهين منزوي بدانيم، تصور غيرصحيحي است. طبقهي متوسط شهري در گيرودار شعارهاي لوكس و روشنفكرانهي سيدمحمد خاتمي، دوم خرداد76 را رقم زدند، اينبار نيز با درصد معتنابهي از اين قشر در مواجههي با احمدي نژاد روبرو هستيم. دولت نهم با پرداختن صرف به مناطق غير شهري و نقاط محروم، از اين قشر اثرگذار و فزاينده غافل بود. تهران و شهرهاي بزرگ با فرآيندهاي توسعهي شهري و حركت به سمت بهرمندي بيش از پيش از مواهب(!) مدرنيته، روزبروز شاهد زادو ولد و تكثير اجتماعي طبقهي متوسط خواهد بود. قشري كه چندان با سنت ها و ارزش هاي تعيين كنندهي ديني و انقلابي نسبتي ندارند و بيش از همه با مطالبات و سبك زندگي طبقهي بالادست و مرفهين اقتصادي و روشنفكران متجدد ابراز پيوند و همبستگي مي كنند. رأي سه و نيم ميليوني تهران به ميرحسين موسوي طبق نتايج صندوق هاي رأي با يك اختلاف معنادار از محلاتي جمع شده است كه ساكنين آنرا غالباً نوكيسههاي اقتصادي، كارمندان ادارات و مهاجرين تشكيل مي دهند. احمدي نژاد در شهرري دو برابر موسوي و موسوي در شميرانات دو برابر احمدي نژاد رأي دارند. اين نسبت با يك شكاف عميقتر ميان آراي روستائيان و كلان شهرها موجود است!
3- تاريخ درس هاي بسياري براي ما دارد؛ كليساي كاتوليك در قرن 15 ميلادي بهيكباره با شكل گيري يك طبقهي بورژوا در شهرهاي ايتاليا مواجه شد كه به طور شگفت آوري از تقيدات و پرهيزهاي كشيش ها منزجر بودند. اسناد تاريخي هنوز در تحليل علت اين انزجار فزاينده ساكت اند. با بازخواني هايي كه صورت گرفته اثر ماجراهاي تفتيش عقايد و تصلب در برابر كشفيات علمي و سختگيري هاي ديني كليسا نيز اكنون چندان اين انزجار و رويگرداني را توجيه و تبيين نمي كنند. آنچه مسلم است اينكه كليساي كاتوليك در حفظ مخاطبان خود دچار بحران بي كفايتي و ضعف بود. برخي از كشيش ها ترجيح دادند به همان روستائيان ديندار بپردازند و از جذب بورژوا ها منصرف شدند. اما تاريخ نشان مي دهد كه تنها در عرض كمتر از 150 سال، بورژواها به عنوان طبقهي نوكيسهي جديد و قشر متوسط، تعيين كنندهي جريان هاي سياسي و فرهنگي شدند و حاكميت كليسايي را با همهي تلاش هاي مذبوحانه اش براي حفظ خويش به تاريخ سپردند.
4- طبقهي متوسط شهري مي تواند در آينده اي نزديك نتايج انتخابات را تغيير دهد. پيام بيست و دوم خرداد بيش از آنكه اسكات خصم باشد و بنا بر احساس هيجاني مان، مشت محكمي بر دهان استكبار و همدستان داخلي شان دانسته شود، هشداري جدي است در باب رشد يك طبقهي متوسط كه دچار ضعف هويتي و فرهنگي است و بيش از همه مخاطب التزامات سكولار عالم مدرن است. امريكا و انگلستان هرگاه اراده كنند خواهند توانست از طريق رسانهها اينان را متشكل كنند و هيجانات غربگرايانه شان را برانگيزند. رويهي شهري كردن روستاها در دولت نهم، بدون توجه به معضل هويتي اين طبقه، چاهي است كه «گفتمان سياسي» اصولگراي عدالتخواه خودش حفر كرده و خود در آن سقوط خواهد كرد. بر «گفتمان سياسي» تاكيد ميشود چرا كه بي ترديد نوك هجمهي اين نوشتار به بي توجهي فرهنگي دولت نهم در ساماندهي هويتي و فرهنگي به وضع كشور است. همين ضعف است كه باعث شده برخي نخبگان، توجه به محرومان را در اين دولت بجاي آنكه بازگشت به اصول اسلامي و انقلابي بدانند، نوعي حركت كمونيستي ارزيابي كنند. پيام انتخابات بيست و دوم خرداد88 بيش از همه ناظر بر توجه بيش از پيش به دانشگاهها و مراكز آموزشي، ساماندهي به اوضاع رسانهها، توجه به مديريت بومي و اسلامي، پرهيز از الگوهاي تكنوكرات در عرصهي مديريت و برخورد جدي و بدون رودربايستي با نهادهاي متصدي استحالهي فرهنگي در درون نظام است |
نقل از پايگاه اطلاع رساني ثانيه نيوز