رويکردي جامعه شناختي به جريان "اغتشاش سبز"
دوشنبه, 20 مهر 1388

 

سعيدرضا واسعي - حرکت براندازانه اغتشاش سبز به دنبال جذب طبقات متوسط و کم درآمد جامعه براي براندازي نظام جمهوري اسامي بود.

در حالي که بيش از سه ماه از جريان برانداز موسوم به اغتشاش سبز مي گذرد، تبيين ديدگاهها و ساخت اجتماعي و اهداف اين حرکت موهن بديهي به نظر مي رسد .
تجربه سه دهه انقلاب نشان داده است که هر حرکت برانداز عليه نظام در پي تحقق مطالبات خود بوده و تلاش کرده است تا با طرح اين مطالبات و پيوند آن با شعارهاي پوپوليستي فريبکارانه در غالب بينش سکولارستي آحاد جامعه به خصوص اقشار کم درآمد و متوسط جامعه را با خود همراه سازد.
حرکت برانداز اغتشاش سبز نيز از اين حيث جدا نبود و تلاش کرد تا با ورود به شبکه ها و لايه هاي مختلف اجتماعي آموزش سياسي اقشار مختلف جامعه به خصوص قشر متوسط و کم در آمد جامعه را بدست بگيرد، همچنان که رهبر اصلي اين حرکت يعني مير حسين موسوي همواره در بيانيه هاي خود به کارکرد از پايين به بالاي جامعه اشاره داشته است.
اما اين حرکت براندازانه در اهداف خود ناکام ماند و قابليت بسيج توده اي را نيافت زيرا اصلا جايگاهي در لايه هاي اجتماعي نداشت و نتوانست اقشار کم درآمد و متوسط جامعه را با خود همراه سازد و عملا دامنه اين اقدام براندازانه از چند محله مرفه نشين تهران آنهم در سطحي محدود فراتر نرفت.
نکته ديگر آنکه بر حسب اينکه مطالبات مذکور چيست، مي توان موافقان و مخالفان آن حرکت براندازانه را در سطح جامعه طبقه بندي کرد،از اين رو لازم است تا براي فهم خواسته هاي مطالبات گروهک موسوم به اغتشاش سبز، پايگاه طبقاتي و گروه‌هاي اجتماعي حول اين مطالبات مشخص شود.
مدت‌ها قبل از انتخابات 22 خرداد، تئوريسين‌هاي دوم خردادي تلاش کردند تا با تاسي از انقلاب‌هاي رنگين و مخملي زرد و نارنجي تمامي گروه‌هاي اپوزيسيون مخالف نظام که از اقشار مختلف جامعه تشکيل مي شدند را در يک قالب سياسي دسته بندي کنند،اما هدف اصلي آنان جذب طبقه متوسط و کم در آمد جامعه بود.
ضمن آنکه اين تئوريسين‌ها در ارزيابي‌هاي خود، مطامع اقتصادي خود را در کنار تقسيم بندي‌هاي فرهنگي براي اقشار مذکور با "رنگ سبز" مشخص کردند.
نکته قابل توجه آنان استقرار مباني اين اغتشاش در سطح جامعه است که همان دفاع از حقوق بشر غربي با طرح شعارهاي سکولاري و عوام فريبانه آن نظير حقوق شهروندي،دموکراسي، حقوق بشر مي باشد که در جهت تبليغ آن سران اين اغتشاش از حمايت و تبليغ روشنفکران و انديشمندان و فعالان حقوق بشر غرب زده به نحو بارزي استفاده کرد و تلاش نمودند تا آنرا تبديل به خواسته عمومي و ملي کند.
تقويت هسته هاي دانشجويي مخالف نظام و ايجاد کارگروه‌هاي ويژه جهت تحليل فعل و انفعالات سياسي کشور،مشاوره و برنامه ريزي و ارتباط دوسويه براندازانه اغتشاش سبز با خارج از کشور به عنوان حرکت جديد براندازي با شعارهاي مشخص ضد نظام و نمايندگان و رهبران فکري شناخته شده بايکوت گرديده سياسي که شبکه وسيع و معيني از نيروهاي اغتشاشگر و مخرب را در اختيار خود داشت که از حمايت گسترده رسانه ها و محافل بيگانه نيز برخوردار بود،يک هدف را دنبال مي کرد و آن براندازي نظام جمهوري اسلامي بود.
اين حرکت براندازانه تلاش کرد تا همکاري رسانه هاي بيگانه با ترکيب شعارهاي خود با ساير نهادهاي برانداز مخالف نظام همچون طيفي از مخالفان آن شامل فعالان به اصطلاح حقوق زنان،دانشجويان،معلمان،سنديکاها و قوميت‌ها خواسته هاي خود را در قالب شعارهاي مدني به آنان منتقل کند و امکان بسيج توده اي گسترده را عليه نظام فراهم آورد، زيرا طيف‌هاي مذکور هيچ‌کدام نتوانسته بودند تا تهديدي براي جمهوري اسلامي فراهم سازند.
در يک کلمه رهبران جنبش سبز تلاش کردند تا براي سرنگوني نظام مطامع مادي خود را حول تخريب رابطه مستقيم شهروندان با دولت تبيين کنند،البته آنچه که تئوريسينهاي اين جريان انحرافي در نظر نگرفتند و همين عامل باعث شکست
حرکت براندازي آنان شد،شناخت و درک صحيح مردم از خدمات دولت خدمتگذار آنان بود که يکي از نمونه بارز آن سفرهاي استاني هيات دولت محترم و دستاوردهاي آن براي مردم محروم کشور بود.
در حاليکه قبل از انتخابات مردم مناطق محروم کشور شعارهاي خود را در حمايت از دولت بر روي مقوا نوشته بودند،جريان اغتشاش سبز با صرف ميلياردها تومان پول بيت المال اقدام به انتشار پارچه ها و دستبندها و البسه سبز مي کرد و تظاهر به مبارزه براي احقاق حقوق مدني مي نمود.
البته آنچه را که اغتشاش سبز آنرا مبارزه براي احقاق حقوق مدني شهروندي مي ناميد،چيزي جز خصومت با آرمان‌هاي انقلاب نبود.اين اغتشاش سياسي چه قبل و چه پس از انتخابات بي مهري و عدم تعهد سياسي و اجتماعي خود را به نظام و رهبري آن نشان داد،اصولا هدف سران اغتشاش فقط رئيس جمهور نبود بلکه محوريت اصلي هجمه آن به رهبري نظام بر مي گشت،زيرا ايشان پايه و رکن اصلي انقلاب هستند.
اين اغتشاش به منزله شورش "درون انقلاب" بود که تئوريسين‌هاي اصلاح طلب قصد داشتند تا آنرا به زعم خود به حرکت انقلابي نيروهاي "برون انقلاب "مبدل سازند.
از اين رو موسوي به عنوان يک عضو سابق درون انقلاب تلاش کرد تا با طرح شعارهاي سکولاري در تجمعات و راهپيمائي‌هاي اغتشاش سبز نيروهاي برون انقلاب را با هدف جذب اقشار کم درآمد و متوسط جامعه به اغتشاش خود جذب کند.
نکته قابل توجه آنکه کليه شعارهاي اغتشاشگران و برنامه تظاهرات و راهپيمايي و تجمعات آنان از قبل توسط شبکه هاي فارسي زبان ماهواره اي به اطلاع آنان مي رسيد که در اين شعارها رهبري معظم انقلاب، رئيس جمهور محترم و نيروهاي انتظامي به طور وسيع مورد هجمه قرار مي گرفتند.
از ميان تئوريسين‌هاي ضد انقلاب خارج از نظام عليرضا نوري زاده که وي سابقه همکاري با موساد و صداي آمريکا را در پرونده کاري خود دارد،بيش از ديگران تلاش کرد تا با يک برنامه ريزي منسجم هواداران سبز پوش خود را آموزش دهند، نوري زاده به همراه محسن سازگارا و ساير شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان براي افرادي که توانايي شرکت در تجمعات را نيز نداشتند طرحهاي متنوعي ارائه کرد.
اين برنامه ها شامل تشويق اغتشاشگران سبز به قطع ارسال پيامک،نفي خريد کالاهايي که از رسانه هاي جمهوري اسلامي تبليغ مي شود،عدم خريد روزنامه هاي مدافع نظام،خارج سازي پول از مراکز اقتصادي و بانک‌ها،نوشتن شعار (V ) بر اسکناس‌ها و ديوارها و معابر عمومي ،عدم ريختن پول به صندوق‌هاي صدقه و ارسال اخبار و اطلاعات مورد نظر اغتشاش سبز از طريق ايميل،شب نامه، مصاحبت و ترغيب نيروهاي انتظامي به همکاري با اغتشاشگران،تغيير نام کوچه ها و ارسال اطلاعات مرتبط با تجمعات با يکديگر،گفتن شعار الله اکبر بر پشت بام‌ها،ترغيب کارمندان به شرکت در اعتصابات يا عدم انجام کار در محل کار،غير فعال سازي سايت‌هاي دولتي،اطلاع رساني به رسانه هاي بيگانه خصوصا تلويزيون بي بي سي و صداي آمريکا،عدم خريد گوشي‌هاي نوکيا و زيمنس، مصرف برق در اوج زمان آن ،از جمله مهمترين آموزش‌هاي شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان به اغتشاشگران مي باشد.
در اين راستا پايگاه‌هاي اينترنتي نوروز، قلم، بالاترين،پارلمان نيوز،مردمک و روزنامه هاي زنجيره اي اصلاح طلب نيز تلاش کردند تا با همکاري رسانه هاي ماهواره اي خصوصا پس از بازگشايي دانشگاه‌ها اغتشاش را به مراکز علمي کشور گسترش دهند.
تمامي اين مسائل زماني به وقوع مي پيوست که استکبار جهاني و حاميان آنها در داخل مي دانستند که دولت در عرصه خارجي به موفقيتهاي بزرگي نائل آمده است و اغتشاشگران تلاش مي کردند تا با ايجاد شورش‌هاي کور در کشور ملت ايران را وادار به تسليم در برابر قدرت‌هاي بزرگ جهاني بر سر مساله هسته اي و اعمال تحريم‌هاي بيشتر گردانند،اما دولت منتخب ملت ايران نه تنها تسليم اراده ابرقدرت‌ها و حاميان آنها در داخل کشور نشد بلکه يکبار ديگر توانست آنان را در برابر ملت ايران به زانو در آورد.


نقل از پايگاه اطلاع رساني ياران خورشيد